ديشب داشتم نوشته های قديمی ام را زير و رو ميکردم . به دوره ای از داستانها رسيدم که دوستشان نداشتم . ولی باز هم خواندمشان ، اتفاقا از نظر تکنيکی خيلی هم بد نبودند . در بعضی موارد حتی خوب هم بودند ولی همچنان دوستشان نداشتم . چون ساناز آن روزها را دوست ندارم .
من تغيير کرده ام و به سانازی تبديل شده ام که فعلا هستم . اين ساناز را دوست تر دارم . ولی از آن ساناز گذشته ممنونم چون اگر نبود اين ساناز هم ، حالا نبود .

/ 5 نظر / 5 بازدید
ساناز

به روی چشم جناب مشدی ماشالا . اصلا سعی ميکنم توی آب نگاه نکنم که نکنه عاشق عکس خودم بشم .

نازلي

ساناز کسانی که خودشون رو کامل حس ميکنند هيچ وقت به تغيير تن در نميدن ... تغيير کردن به سمت و سوی آگاه تر شدن و رشد کردن فکری و درونی و بيشتر درک کردن اونچه که در پيرامون ما ميگذره و دیگران... خيلی ميتونه با ارزش باشه و با ارزش تر همون اعتراف صريح توست به سانازی که دوست ترش نداری .

banoo

تغییر خوبه.نگاه به گذشته هم همین طور ولی افسوس بر اون خوب نیست!

zahra

سلام ساناز جان کاملا بر عکس من. آخه من زهرای اون موقعها رو دوست دارم