اوریانا فالاچی در زادگاهش درگذشت . خبرنگار زن شجاعی که خواندن کتابها و گزارشها و مصاحبه هایش شوق خبرنگار شدن را در دل بسیاری از هم سن و سالهای من ایجاد کرد .

پ . ن : مینا عزیزم دلم میخواست اینجا بودی که درباره زندگی جنگ و دیگر هیچ ، یک مرد ، نامه ای به کودکی که هرگز زاده نشد یا مصاحبه با تاریخ و....گپ میزدیم . بعضی اتفاقها آن سر دنیا میافتد و آدم حس میکند چقدر جای بعضی آدمها درست در کنار تو و در آغوشت خالی است . یک جای خالی که با هیچ کس و هیچ چیز پر نمیشود .

/ 8 نظر / 3 بازدید
مسافر عشق

سلام موضوعات وبلاگت را خواندم و برايم جالب بود و به نظر من وبلاگ جالب توجه ای داری اميدوارم اگر به وبلاگ من سر زدی خوشت بياد .

سولوژن

نایب الزیاره قبول می‌کنید؟!

مينا

ساناز عزيزم ممنونم. من هم خيلی جات را خالی می کنم. اين بار که همديگر را ديديم حس کردم که چقدر دلم برات تنگ ميشه.

مينا

ناگفته نماند که من و سولوژن خيلی وقته که قراره يک برنامه بزاريم همديگر را ببينيم.

نيما۱۱۰

وبلاگ جالبی داری به شماتبریک می گم بخاطرصراحت قلمتون وزیبائی نگارشاتون . موفق وپیروزدرپناه ایزدمنان. یه سری هم بمابزنید.

نيما۱۱۰

دوباره سلام لطفاً منوتوی لینکدونیت قرابده وبلاگم درمورد آموزش حسابداری است . باتشکر

لیلا

درست مثل من و ساناز که نمی تونیم همدیگر را ببینیم. ساناز خانوم شعرتون تو نشریه هستیا چاپ شده ! اون هم روی جلد خیلی هم قشنگه . دلم می خواست ببینمت بهت بدم. مینا جان من هم کلی در این ایام یادت کردم . یک ایمیل بهم بزن کارت دارم.

رحتا

اوريانا فالاچي مرد. شما كه به حمدا... زنده ايد. دو هفته اي ميشه سر نزديد به وبلاگ. سلامت و تندرست باشيد.