شش ساله می شویم!

صبح یک روز زمستانی خیلی سرد بود که تمام مقاومتم برای وبلاگ داشتن از بین رفت و وبلاگ خجسته را ساختم. و حالا شش سال از آن روز می گذرد.

بارها نوشته هایی نوشته ام که برایم دردسر درست کرده اند. بارها از اینکه با نام خودم می نویسم پشیمان شده ام. بارها از اینکه تقریبا تمام دوستان و آشنایانم (حتی رئیسم! ) آدرس اینجا را دارند، احساس محدودیت کرده ام . چند باری هم تصمیم گرفتم که دیگر ننویسم . ولی این وبلاگ برای من عزیز تر از این حرفهاست دوستش دارم و حالا دیگر زندگیم را بدون این وبلاگ نمی توانم تصور کنم.

با این وبلاگ من رشد کرده ام و بزرگ شده ام. از خوانندگانش چیز یاد گرفته ام. با وبلاگهای خیلی خوبی آشنا شده ام و وقتی آنها مثلا به یک نوشته ام لینک داده اند آنچنان ذوق زده شده ام که تمام دردسرهایش را فراموش کرده ام.

و از همه اینها مهم تر که من با این وبلاگ دوستانی پیدا کرده ام که برایم بسیار با ارزشند.

خوشحالم که شش ساله شده ام و دوستتان دارم.

 

/ 27 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاطمه

خیلی خوشحالم که به اینجا رسوندیش [گل]

سالومه

تبریک ساناز جونم. بوسسسسسس

میم

سلام. مبارکه تولد فرزند قلمت! یا شاید بهتره بگیم فرزند فکرت. حقیقتا نوشته‌های ابتدای وبلاگ نویسیت با نوشته‌های الانت متفاوتن یه جور بلوغ _که حاصل تجربه هست شاید_ رو آدم میتونه ببینه[گل]

سارا پارسی

حالا یه پست بذار دیگه! نکنه تو هم مثل خواهرزاده ات شدیدا مسحور جشن تولدت شده ای!؟

سمن

به به تولدش مبارک دوستم[ماچ]

شاهو

مبرک و خجسته

بهاره ک

ساناز جونم با کلی تاخیر تبریک می گم... همیشه موفق باشی دوست جونم

سولوژن

تولد این‌جا هم مبارک! (: جالب است - نمی‌دانستم دو وبلاگ تقریبا هم‌سن‌اند.

مرجان خ.ن

sanaz jan tabrik migam, omidvaram hamishe ghalamet haminjoori doost dashtani be neveshtan edame bede, che too donyaye majazi,va che dar vagheiat... khodet chetori? bazam ke kozet shodi ;)