من دارم گيج ميزنم . در حالت بهت و ناباوری به سر ميبرم . اين همه رای از کجا اومده ؟ من در تمام اطرافيانم حتی يک نفر را نميشناسم که رای داده باشد . ۵۰ ٪ در شرايطی که همه مخالفين انتخابات را تحريم کرده بودند . رای کمی نيست .
من ميدانم که تعدادی از رای ها از سر ترس بوده ، ( ترس از حراست اداره ، به خاطر قبولی در کنکور دانشگاه ، قبولی در گزينش استخدام و ..... ) من در اين کشور به دانشگاه رفته ام و در همين کشور کار ميکنم و قبل از خرداد ۷۶ هرگز رای نداده بودم و تا به حال هم هيچ مشکلی برايم پيش نيامده . ترس ، ترس ، ترس . و ترس مهمترين سلاح ديکتاتور است . و تنها راه مقابله با آن نترسيدن .
من زبان مردم کشورم را بلد نيستم . من نميتوانم آنها را از رای دادن منصرف کنم . ولی ترس ميتواند آنها را وادار به رای دادن بکند . ترس از چيزی که واقعا وجود ندارد . الان سال ۱۳۸۲ است نه ۱۳۶۲ . من مردم کشورم را نميشناسم . من نميدانم کجا زندگی ميکنم . من گيجم و آشفته .

/ 8 نظر / 5 بازدید
1234

من تورا قبول ندارم..............غربگرا مباش، به خویشتن خويش بازگرد !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

شيوا

من هم می‌ترسيدم. می‌ترسيدم آن‌که نبايد، انتخاب شود و به همين خاطر رأی دادم. اما شجاعان شهر ما، هيچ‌کدام رأی ندادند و شد آن‌چه نبايد و آن‌که نبايد انتخاب می‌شد، انتخاب شد! و خدا می‌داند که چهار سال آينده، چه بلايی بر سر همشهريان شجاع من خواهد آمد! پ.ن: منو ببخش ساناز! خيلی عصبانی هستم!

ساناز

آقا يا خانم ۱۲۳۴ : خويشتن خويش من چيست ؟ که بايد به آن بازگردم . خوب البته خيلی های ديگر هم من را قبول ندارند و البته اينطور دستور دادن شما هيچ تاثيری بر تفکر و رفتار من نخواهد داشت . اگر با نظرات من مخالفی ميتوانيم تبادل نظر کنيم و هر يک به نتيجه ای برسيم . ولی من اساسا اينکه کسی ديگری را قبول ندارد نميفهمم . دقيقا چه چيز را قبول نداری ؟

ساناز

شيوا جان ، تا پيش از رد صلاحيت ها من هم معتقد بودم که رای بدهم . ولی پس از آن هيچ کس باقی نماند که من به او رای بدهم . از طرفی وقتی تمام آنها که حتما رای ميدادند را بررسی کردم مطمئن شدم همانها که حالا انتخاب شده اند انتخاب ميشوند و رای من بی تاثير است . بنابراين رای ندادم . احساست را درک ميکنم . من را به ياد سال گذشته بعد از انتخابات شورای شهر انداختی . ولی اين انتخابات فرق داشت . انتخابی باقی نمانده بود حتی بين بد و بدتر . ( حداقل در تهران )

banoo

اقا به خدا منم همين جوری قاطی کردم.بابا بی انصافا ۵۰ درصد؟؟؟؟يکی تو وبلاگش خيلی جالب نوشته بود گفته بود ۱ ميليون نفری که سال ۵۷ ريختن تو خيابونا برای تهران ۵ ميليونی خيلی بود الانم ۱ ميليون ۷۰۰ هزار نفر برای تهران ۱۵ ميليونی رقم بالايی برای انتخاباتی که تحريم شده!!!!!!!!!!!:O

بي بي

من هم گيجم. از همه چی. از اينکه گفتند رای نبايد داد. از اينکه يک عده فقط برای مهر رای دادند. از اينکه آخرش چی؟ از اينکه هميشه سر مردم کلاه می‌ره. از اينکه چرا عيدی کارمندا رو صد هزارتومان اعلام کردند و از هزاران چيز ديگه...

جادي

سلام. اولا که اگر بخواهی اميدوار يا نااميد بشي٬ بايد اين ۵۰ درصد رو با ۹۸ درصد سال ۵۷ مقايسه کنی. بعدش اينکه حق با توئه. تا وقتی بترسيم٬ و تا روزی که نا آگاه باشيم هيچ چيز درست نمی شه. راستی من نمی تونم به گوش هام اعتماد کنم اما انگار تا اين لحظه نفر ۳۰ام تهران زير ۱۰۰ هزار رای داشته و علی هاشمی بهرمانی رفسنجانی هم ۹ هزار تا رای از اين شهر ۱۲ ميليونی ! هرچند که فعلا انگار بهتره از این ۱۲ میلیون فقط ۷ ميليون بتونن رای بدن !

پويا مرادزاده

خواهر خوبم چرا همه جهان رو از ديد گاه خودت می بينی ؟ خيلی ها رای دادن به خاطر عشق به ولايت اينا همونايی بودن که در تظاهرات ۲۲ بهمن جمعيتشون رو ديدی؟ آيا هر کی نياد تظاهرات هم پيگيری قانونی ميشه؟ در ضمن همين که خودت اينقدر عاقل هستی که ميگی تا حالا به خاطر عدم رای برا کسی دردسر درست نکردن خودش زيباترين امتياز کشورمون هست راستش من هم نمی دونستم چی جوری ميتونم اونايی رو که رای نميدن قانع کنم رای بدن دقيقا مثل الان شما فکر می کردم ولی به هر حال عصر حوزه ها واقعا شلوغ بود اما صبح حق با شماست يک نفرم به زور ميومد من از منبع موثق باهات حرف می زنم فکر نکنی دروغ ميگم يا فقط قصد لجبازی دارم