یک خانه

 

دلم یه خونه می خواد با پنجره های بزرگ رو به جنوب با منظره های خوشگل. پرنور و دلباز. همه دکوراسیونش چوب قهوه ای تیره باشه. کنار پنجره شومینه داشته باشه و روبروی پنجره یک کاناپه گرم و نرم و راحت. که من لم بدم تو کاناپه یک پتو مسافرتی نازک چهارخونه بکشم روم. یه لیوان نسکافه بخورم و گاهی این برف رو نگاه کنم، گاهی هم شعله های آتش شومینه رو. 

دلم میخواد.

 

/ 8 نظر / 3 بازدید
خر نسبتا فهیم

به به ! چه نظر پر مسمایی هست این نظر قبلی من ! [نیشخند] منم می خوام ! می تونم پیشنهاد یه کار مشترک بهتون بدم ، دزدی از یه بانک ، همین میدون پایین خونه ی ماست ، به نظر کوچیک میاد ولی من تحت نظر که گرفتمش فهمیدم حجم پولی که توش موجوده زیاده ![نیشخند]

.

این خونه وجود داره. باید سعی کنی بهش برسی یا بسازیش

شکوفه

من هم از اين خونه ها می​خوام، پتوی من ولی سفيد و پشمالوئه. همينطور بقيه چيزا. یعنی وسائل چوب قهوه​ای تيره، بقيه چيزا سفيد، با تزئينات سبز کم​رنگ... اميدوارم نزده​باشم رؤيات رو خراب کرده​باشم.

شکیلا

من هم پایه ی پنجره های بزرگ و سالن نورگیر هستم شدود دیگه لمیدن رو کاناپه و تماشای برق و چپیدن زیر پتو و نسکافه اش که معرکه است اما از حالا گفته باشم باید یکی نسکافه درست کنه بده دستم من از زیر پتو بیرون نمیخزم ها[نیشخند]

شکیلا

در ضمن از این به بعد برا ساخت خونه با شومینه بهش جواز ساخت نمیدن باید بگردی یه دونه از این ساخته شده ها پیدا کنی.

عطا

ایضا[لبخند]

شیرین

عشقم آرزوی دست نیافتنی نیست.بادا که چنین باشد!