به موقعم

 

بودنم یک جور ملایمی شده. فکر کنم دست برداشته‌ام از ترس دیر شدن و غصه زود شدن. دارم حس می‌کنم که اتفاق‌ها درست به موقع می‌افتند. اگر گاهی اشکم درآمده از دیر شدن یا زود بودن چیزی، حالا می‌فهمم که هدیه آن اتفاق چیز دیگری بوده برایم. چیزی غیر از آنچه که برایش زود بوده یا دیر شده. چیزی که درست همان لحظه وقتش بوده. دارم سعی می‌کنم دریغ نخورم.

 

/ 3 نظر / 3 بازدید
پونه

یعنی اعتقاد به حکمت و اینا؟ بالاخره دیر شده زود شده به موقع شده؟

سارا

راستش من مدتهاست که فکر می کنم هر اتفاقی همان وقتی می افتد که باید اما حل مساله دریغ و حسرت چیزی کمی بیش از این می خواهد...

مریم گلپایگانی

من سالهاست این تمرین و میکنم ...