جذابیت ابهام

به نظر من هر مسئله ای که برای آدم سوال ایجاد کند، جذابیت هم پیدا می کند. هر آنچه که پنهانی است، کنجکاوی را هم تحریک می کند. می خواهی که بدانی پشت این مه، در پس این کلاف سر در گم چیست؟ ولی گاهی این مه آدم را گول می زند. گاهی ابهام فقط از غبار است. و در پس این غبار هیچ چیز نیست. فکر کن که چه موقعیت تراژیکی است! آدمی که به هزار بدبختی بخواهد غبار و مه را پس بزند تا به اصل موضوع برسد و هر چه پیش تر می رود، کمتر می یابد. و زمانی ناچار باید دست از تلاش بردارد و بپذیرد که با هیچ چیز مواجه نیست، در پس این غبار هیچ خبری نیست. باید بپذیرد این ابهام از پیچیدگی نیست، باید بپذیرد اگر چیزی دستگیرش نمی شود، دلیلش این نیست که با موضوع غامضی مواجه است، دلیلش به سادگی شاید این است که با هیچ چیز مواجه نیست! پشت غبار یک هیچ بزرگ است، متاسفانه!

/ 12 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سمن

[اضطراب]

سمن

[اضطراب]

بهروز

من اینی که گفتی رو می فهمم و درک می کنم ولی من اون امیدی که دارم رو دوست دارم ، حالا اون خود چیز زیاد مهم نیست . امید رو خیلی دوست دارم [نیشخند][بغل]

سمانه

من با این " پشت این پنجره جز هیچ بزرگ ,هیچی نیست" زندگی می کنم!به من که شجاعت داشتن این دید رو داد که همه چی رو به چشم تجربه کردن ببینم و بیشتر در لحظه هام حضور داشته باشم!هی کلنجار نرم با " بعدش چی می شه؟"

لیلا

ولی به نظر من دونستنش خودش یک کشف و موفقیت بزرگه ! چون " هیچ " پدیده’ بازیگوشیه که خودشو از چشم بیشتریا قایم می کنه :))) عشرتست و باقی هیچ است

حسین

سلام جالب نوشتی اتفاقا من با همین موضوع دست یقه شده ام برای من همین مسیر اتفاق افتاد رسیدم به یک واقعیت مهم که نام ان مال من هیچ نبود خوشبختانه منتظر حضورتم

مازیار

به قول انگلیسی ها کنجکاوی آخر به سر پیشی رو به کشتن می ده[خنده]

کامیار

شدیداَ موافقم.مدتها به این موضوع فکر کردم.با این تفاوت که تصور میکنم همه چیز ابهام داره.مثلاَ وقتی یه چیز رو دوست داریمفنمیدونیم دوستش داریم یا شاید هم داریم فکر می کنیم که دوست داشته باشیم.به نظر مسخرس.ولی همیشه وقتی به دوست داشتن فکر میکنم به ابهام میرسم.

خودم

در جلو و عقب غبار بزرگ تو هستی ! چرا میگی هیچی نیست ؟ تو خود را کم مبین کز بسیار هم بیشی ![لبخند]

مهران

ولی من این را تراژیک نمی دانم ، من این را فوارن شخصیت آدمی در موقعیتی گنگ می بینیم